آیا ولایت فقیه دموکراسی را نقض می کند؟
در دنيای مدرن و در هر کشوری برای رييس آن حکومت شرايط
و ويژگيهايی در نظر گرفته اند.از جمله سيستمدار ُُمدير مدبرُ آشنا
به مسايل زمانه ُ عدم سوء سابقه و غيره .آنچه مسلم است
اينکه در هيچ جای دنيا هر کسی نمی تواند به راحتی داوطلب
احراز رياست حکومت شود . از طرفی انتخابات در سرتاسر دني
ا به اشکال مختلف انجام می شود اعم از انتخاب مستقيم يا
غير مستقيم مثلا در امريکا رييس جمهور با رای غير مستقيم
مردم انتخاب مي شود و اين به عنوان يک انتخاب دموکراتيک
پذيرفته شده است.در کشور ما رهبر با رای غير مستقيم مردم
انتخاب می شود و شرايط بسيار سختی برای احراز مقام ولايت
پيش بينی شده است.
البته اين شرايط در خيلی از جاهای دنيا هم وجود دارد اما آنچه
انتخاب رهبر را در ايران از ساير بلاد متمايز می کند اين است
که رهبر بايد مجتهد باشد .آيا مجتهد بودن رهبر با اصول
دموکراسی ناسازگار است؟پاسخ اينکه شرط اجتهاد هرگز
نافی شرايط ديگر نيست بلکه شرطی افزون بر شرايطی
است که در ساير نقاط دنيا وجود دارد و به عبارتی ديگر در
ايران فرد برای اينکه برای مقام رهبری انتخاب شود بايد
از فيلتر های بيشتری بگذرد.نکته جالب ديگر اينکه در
بسياری از کشورها بالاترين مقام اجرايی دارای مصونيت
قضايی در مورد وظايف رياست جمهوری يا حتی ساير
جرايم است.ولی در ايران برای شخص رهبر نظارت بسيار
سنگين است به طوری که اگر رهبر يکی از ويژگيهای مندرج
در باب شرايط اجتهاد يا شرايط رهبری را از دست بدهد خود
به خود از مقام ولايت ساقط می شود .به عبارتی چون ولايت
مقامی معنوی است هرگونه لغزش يا انحراف رهبر باعث
می شود او ديگر برای رهبری شايسته نباشد .حتی اگر رهبر
شرطی را از دست ندهد ولی باگذشت زمان شخصی پيدا
شود که شرايط مطلوبتر و بالاتری از لحاظ سياسی ُعلمی و
معنوی داشت ُولايت خود به خود از فرد قبلی سلب و به
ديگری سپرده می شود.

دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد