آیا اختصاص سهمیه ورودی به دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی بی عدالتی است ؟
دکترمحمدهادی یارائی دندانپزشک و دانشجوی دکترای اقتصاد
این روزها یکی از موضوعاتی که نقل محافل دانشگاهی است، بحث سهمیه های ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور می باشد. در فضای مجازی عده ای اقدام به هشتگ گذاری نه به سهمیه کرده و گروه دیگری هم به حمایت پرداخته اند. بنده به فراخور شرایط موجود، در خود احساس مسوولیت را کردم که با نگاهی نسبتاً جامع ، به تبیین موضوع بپردازم.
۱- مقدمه:
اصولاً هر بحثی از یکسری ریشه ها منشا می گیرد. ما فرض را بر عدالت طلبی مخالفان با اختصاص سهمیه ها جهت ورود به دانشگاه می گذاریم. شاید مهمترین دلیلی که مخالفان سهمیه به آن استدلال و استناد میکنند تصور تضاد آن با شعارعدالت در جامعه باشد و آن را یک نوع بی عدالتی می دانند. اما این نتیجه گیری از نظر نگارنده، ناشی از مقدمه سازی اشتباه و نگاه ایستا به مسئله است. قاعدتاً برای طرح و بررسی یک مسئله ، بهتر است به جای یک نگاه ایستا و نقطه ای، به یک نگاه و ارزیابی پویا پرداخت. ما در این نوشته به مقایسه بررسی ایستا و پویای سهمیه میپردازیم:
۲- سهمیه از نگاه ایستا و نقطه ای :
دانشگاه ، میدان رقابت بین متقاضیان ورود به آن، از طریق کنکور است؛ هر کسی که نمره بالاتری آورده است ، برای ورود به دانشگاه شایستهتر است؛حق اوست که پزشک شود و جان بیماران را باید به دست پزشکی سپرد که نمره بالاتری در میدان رقابت ورود به دانشگاه کسب کرده است.
طبق این نگاه ، کسی که نمره بالاتری آورده است ، پزشک بهتری خواهد بود و کسی که نمره پایین تری را به هر دلیل (از جمله ورود با سهمیه ) برای ورود به دانشگاه به دست آورده است ، پزشکی در سطح پایینتر خواهد بود.
۳- سهمیه از نگاه پویا :
حفظ جان شهروندان و ساکنان یک کشور بسیار مهم است و جزء وظایف حاکمیتی محسوب می شود. این وظیفه در جامعه به عهده طیف وسیعی از افراد ، حرف و مشاغل میباشد. قطعا پزشکان و حرف پزشکی یکی از گروه هایی هستند که در این جهت ، سهم بزرگی را بر دوش میکشند . اما آیا حفظ جان افراد ، فقط به زمانی مربوط می شود که انسانها بیمارند ؟ یا حفظ جان این افراد در شرایط بحرانی مثل جنگ و بلایای طبیعی هم مهم است ؟ اگر بیماری در زمان بروز یا شیوع عده محدودی را در معرض آسیب قرار میدهد. ، شرایطی مثل جنگ یا بلایای طبیعی به سبب آسیب های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن، کل یک جامعه را به قهقرا می برد. جنگ و صدمات ناشی از آن نیاز و تقاضا برای استفاده از خدمات پزشکی و گروه های درمانی در جامعه را هم بالا می برد و برای جامعه هزینههای بالایی دارد. جنگ می تواند زیرساخت های یک کشور را نابود کند و تولید را در یک کشور به پایین ترین حد خود تنزل دهد. کاهش تولید در یک کشور به سبب جنگ ، فقط به تولید صنعتی یا کشاورزی محدود نمیشود ، بلکه می تواند تولید و پرورش دانشمندان و منابع انسانی کارآمد و پایدار را هم به چالش بکشد. آیا در زمان جنگ ، ساختمانی باقی می ماند تا دانشجویان در آن سر کلاس بنشینند و به تحصیل طب یا سایر رشته ها بپردازند یا باید نیمکت ها را بر روی تلی از آوار تصور کرد؟
نگاه پویا به سهمیه میگوید که دولت موظف به حفظ جان شهروندان در تمامی شرایط بحرانی از قبیل جنگ ، صلح ، بیماری و.. می باشد. همانگونه که تربیت پزشک برای مقابله با بیماری مهم است و باید برای جوانان انگیزه لازم را ایجاد کرد تا عادلانه وارد دانشگاه شوند ، حداقل به همان اندازه هم تامین امنیت کل جامعه مهم است.
در واقع تامین سلامت جامعه بخشی از تامین امنیت جامعه است. اگر عدالت در ورود به دانشگاه مهم است ایجاد انگیزه برای کسانی که در شرایط جنگ و بحران ، سلامت کل جامعه را تامین میکنند هم مهم است. در زمان جنگ وقتی کسی برای دفاع از کشور به جبهه می رود به این معنا نیست، او توانایی تحصیل یا کسب مادیات، از طریق فعالیت اقتصادی را ندارد! بنابراین یک رزمنده بارفتن به جبهه نه تنها فرصت کسب مادیات یا علم را از دست می دهد بلکه فرصت طلایی را به طور مضاعف در اختیار کسانی می گذارد که به جبهه نرفته اند و در زمان جنگ به تحصیل ثروت یا علم پرداخته اند.آیا این بی عدالتی نیست ؟
کسانی که دم از عدالت میزنند و با روحیه عدالت طلبی با اختصاص سهمیه ایثارگران مخالفت می کنند و آن را موجب پایین آوردن کیفیت رشته های پزشکی می دانند؛ باید در مطالعه نقشه حاکمیتی دولت برای تامین سلامت و امنیت ، یک خط را از اول تا آخر ببینن نه فقط روی یک نقطه یعنی سلامت متمرکز شوند. این همان مفهوم پویایی در مقابل ایستایی است. پس جبران هزینه فرصت کسانی که به جبهه رفتند و از فرصت کسب علم یا مادیات بازمانده اند نه تنها بی عدالتی نیست بلکه عین عدالت است.
دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد