گفتم یا با چادر روی سکو میروم یا مدال نمیگیرم
محمد بنا در اين گفتوگو با افتخار از سابقه فعاليت خود در كميته انقلاب اسلامي خبر داده و ميگويد: من بعد از انقلاب عضو کمیته بودم و یک ثانیه از آن لحظاتی که در کمیته و با لباس پاسداری داشتم را با هیچ کدام از لحظات قبل و بعدش در زندگیام عوض نمیکنم. لااقل میدانم که هرچه بود عشق بود، اخلاص بود، برای خدا بود. اما چون وظیفه کمیته حفظ امنیت شهر بود نتوانستم به جبهه بروم و توفیق شهادت پیدا کنم.
بخشهايي از اين گفتوگو ي خواندني را در ادامه ميخوانيد:
ورزش یک امر ساده است، اگر ورزش حرفه ای نباشد و مردم همه ورزش کنند کار خوبی است به ویژه در زمان ما که زندگی ماشینی بر همه چیز سایه افکنده و تحرک بدنی کم شده است.
اگر جوان دانشمندی باشد که داروهایی کشف کند که جلوی بیماری های خطرناک را می گیرد و ما را بی نیاز از بیگانگان کند، وقتی حقوق شان با آن ورزشکار مقایسه می شود، قابل قیاس نیست.

محمد رجائیان نایب رییس هیات فوتبال استان مرکزی در گفتوگو با ایسنا منطقه مرکزی، با اعلام این خبر افزود: در جلسه دیشب کانون هواداران ورزش استان مرکزی و با مساعدت سیداحمد لطفی، نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در مجلس شورای اسلامی و سایر مسوولان استان مقرر شد تا جمعی از اعضای کانون هواداران ورزش استان مرکزی جهت تشویق تیم نفت به تهران اعزام شوند و این تیم را در مسابقه با استیل آذین یاری کنند.
وی از تمامی هواداران ورزش استان مرکزی که در تهران سکونت دارند خواست تا در صورت امکان در روز پنجشنبه خود را به محل بازی تیمهای نفت تهران واستیل آذین برسانند و به تشویق این تیم بپردازند.
رجائیان گفت: برای اعزام علاقهمندان به تهران، 5 دستگاه اتوبوس پیشبینی شده است.
اینکه اعلام تصمیم انتقال باشگاه نفت تهران به استان مرکزی در این برهه زمانی درست بوده یا نه،جای بحث کارشناسی دارد .اما در مورد اینکه دولت میتواند باشگاه را انتقال بدهد یا نه ،هیچ جای بحثی نیست.چرا که بر اساس قانون مالکیت که در تمام دنیا جاری است مالک هر چیزی حق دخل و تصرف در آن را دارد و در مورد باشگاه نفت مالک آن دولت است و هر تصمیمی بگیرد از نظر قانونی نافذ و لازم الاجراست.حتی فراتر از ان اینکه دولتها در مورد مالکیت خصوصی افراد هم بر اساس قانون حق اعمال نفوذ دارند.اما شاید از نظر کارشناسی و جو روانی، زمان اعلام ان ،مناسب نباشد و باید در این مورد حساب شده تر اقدام شود.
اما در برنامه نود ۲۳ آذر۸۹ اتفاقاتی افتاد که نیاز به بررسی دارد:
در این برنامه ،یک مجری به راحتی در مقام قاضی ،تصمیمات دولت و مالک باشگاه را زیر سوال میبرد و با اتهاماتی نسبت به دولت و نمایندگان مجلس ،حرفهای قلمبه سلمه سیاسبی میزند و بعد میگوید من سیاسی نیستم!
در این برنامه به نماینده منتخب مردم در مجلس،مکررا با لحنی تمسخر امیز و توهین امیز صحبت میشود و دایما تیکه پرانی میشود!
مجری برنامه نمیداند با نماینده یک استان صحبت میکند نه با سبزی فروش محلشان!
مجری برنامه اصلا نمیداند وقتی کسی با یک جایگاه حقوقی مهمان برنامه است خودش فقط میتواند از جایگاه یک مجری صحبت کند نه کارشناس ،نه قاضی ، نه داور و نه بازیکن!
او شاید فرق نماینده مجلس با وزیر را هم نداند!او نمیداند در کشور مجلس در راس امور است ! او برخلاف ادعای روشنفکر بودنش ! حتی نمیداند در نظام دموکراتیک جهانی نماینده مجلس در جایگاه سوال کننده است نه متهم!و بقیه مسوولان حتی مجری حقوق بگیر در جایگاه پاسخ دهنده اند.او در هنگام صحبت نماینده مجلس فقط توهین میکند!
مجری برنامه دایم قوانین فیفا را درباره فوتبال همچون چماق به رخ نماینده مردم در مجلس میکشد .او ساده ترین چیزها را نمیداند!نمیداند که طبق قانون اساسی قوانین بین المللی ،بدون تایید مجلس هیچ مرجعیتی ندارد و بدون تایید مجلس،نهادها و دستگاههای کشور ،حق عضویت در هیچ کنوانسیون یا تشکل جهانی را ندارند.فیفا که جای خود دارد!
مجری برنامه از فساد نمایندگان برای رای آوردن صحبت میکند و تصمیمات آنان را غیر قابل قبول میداند ولی تصمیمات فیفا را که شماری از مسوولان و اعضای اصلی آن هم اکنون در معرض بزرگترین فساد مالی هستند را وحی منزل میداند!و قوانین مداخله گرانه فیفا را البته قسمتهاییش که در بحث به نفعش هست را دایما تکرار میکند!
مربی فعلی باشگاه نفت در کمال وقاحت، تلویحا مسوولان کشور را تهدید به سقوط تیمش به رده پایینتر میکند تا رفتن تیمش به اراک دیگر برای مردم استان مرکزی ارزشی نداشته باشد و باز در تهران بماند!ولی نمیداند این یعنی تبانی و براساس قوانین همان فیفای عزیز!یک جرم است و باید حتی درباره بیان چنین مسایلی پاسخگو باشد.
و آخر اینکه فوتبال یعنی تماشاگر و فوتبال بدون تماشاگر یعنی هیچ!نفت در تهران فاقد تماشاگر است و در اراک چیزی را خواهد دید که در رویاهایش هم نمیدید . بی شک این باشگاه در اراک از پشتوانه عظیم مردمی برخوردار خواهد بود .چیزی که فیفا از آن به عنوان سرمایه نام میبرد و حتی از شروط دادن میزبانی مسابقات به کشورهای مختلف جذب تماشاگر در استادیومهاست .
و دست آخر اینکه فردوسی پور، چیزی ندارد که در وجود دیگر جوانان این کشور نباشد!این کشور پر از جوانان نخبه ورزشی و دانشگاهی است،ماندن در ایستگاه فردوسی پور یعنی توقف! یعنی توهین به شعور مردم ایران!
مطالب مرتبط :
تقاضای نماینده شازند برای برخورد قضایی با برنامه نود
حاشیه نگاری تابناک از مجادله احمدی بیغش با عادل خان
دردسر مسئولین استان و عکس العملهای فوتبال سیاسی
جدال فردوسی پور و احمدی بیغش برای انتقال نفت به اراک!
برای اینکه بگوییم سرباز وطن هستند ؟
برای اینکه غرور ملی را بالا ببرند؟
یا خدای نکرده برای کسب موقعیتهای جدید برای خود ورزشکاران و مقامات سیاسی کشور است؟
اگر اینگونه باشد وای بر ما که به خاطر متاع و موقعیت شخصی در برابر جعل هویتمان سکوت میکنیم!
خلیج فارسمان را از ما میگیرند و کوتاه می آییم!مگر اعتراض مکتوب و شفاهی چیزی را عوض میکند !مهم این است که دشمنان نام جعلیشان را در المپیک ثبت کردند!فقط و فقط یک اقدام مرهم دردمان بود!
فقط خروج یکباره کل کاروان ورزشی ایران از همان لحظه توهین به ملت ایران بود که میتوانست آتش این فتنه را خاموش کند.آری بقیه اقدامات چیزی در مایه های کشک است!