شمع

سوختن شمع را نگر ببین چگونه گدازه های عشق از دهانه آتشفشان وجودش جاریست ...
ببین چگونه دود دلسوختگی از کوره وجودش سر زده و بوی جانفشانی را بر کرانه های دشت گسترده...
ببین چگونه حدیث جاودانگی سر داده و ذرات یاس از آینه دل زدوده...
چگونه آب وجود به پای نهال عشق میریزد و ببین چگونه بال تواضع بر زمین می گستراند...
ببین چگونه بی ادعا تا آخرین لحظه چون سرو می ایستد و بر افقهای دور دست می نگرد...
ببین چگونه شمشیر برانش قلب تاریکی را می درد و تاریکی را به وحشت افکنده...
ببین چگونه به حال گمگشتگان د ر ظلمت می گرید و در نیمه های شب زاری می کند...
آری این حکایت شمع است ......حکایت عشق.........حکایت جاودانگی..........
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان ۱۳۸۶ ساعت 7:5 توسط دکتر محمدهادی یارایی
|
دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد