ای ناقلا 13آبان نیومدی منو تنها گذاشتی!موسوی:انشاءالله 16 آذر!۱

کروبی:من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم.

شیطونک:شکست نفسی نفرمایید!آمریکا الان شما را یکی از بزرگترین سربازان خود در خط مقدم ایران میداند!

آقای کروبی  درباره ماجرای حمله به وی و محافظش در ۱۳ آبان گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم... ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده ‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌ سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است!!! دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام!!! اما این، گاز اشک‌آور نبود!!!»

شیطونک:آقای کروبی این هم از همان گازهای اشک آور قبلی بوده!هیچ فرقی نکرده!این شمایید که فرق کرده اید و دیگر اشکتان در نمی آید!!!

مهندس موسوی درباره برخورد لباس‌شخصی‌ها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته ‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»

شیطونک:اجرک الله!!!