ديروز امروز فردا،گفتگوي چالشي شمخاني و پاسخهای چالشی عباسی در دانشگاه تهران!

به گزارش خبرنگار جام جم آنلاين دريابان علي شمخاني در اين برنام در پاسخ به اين سوال مجري برنامه كه پرسيد ماجراي اين امدادهاي غيبي چه بود و اتفاقات خاصي ميافتاد كه مثلا نتايج كار رزمندگان را تغيير ميداد؟ گفت: امدادهاي غيبي ديدن اسب سفيد و فرد سوار بر اسب با شمشير در دستش نيست، من اينها را قبول ندارم. من هرگز اين حرفها را نپسنديدم. ببينيد اگر شما مديريت صحيحي در استفاده از امكانات و توان خود كنيد و به خدا هم توكل كنيد، خوب خداوند هم كمك ميكند. چرا الان ما نميتوانيم مشكلات اقتصادي را با امداد غيبي رفع كنيم؟ اينها كه از كار جنگ راحتتر است. دليلش همان است كه خدا گفته تو آنچه را بلدي و ميتواني درست انجام بده بقيه كار را من كمك ميكنم.
وي افزود: اجازه بدهيد امداد غيبي را فراتر از رويا و تخيل در بستر عمل ببينيم. ما خودمان، همين جواناني كه در جنگ معجزه خلق ميكردند، جز با امداد غيبي نميتوانستيم به راه راست بياييم. سيم امام به مبدا وصل بود و وقتي اين جوانان را مخاطب قرار ميداد و اين جوانان هم با اخلاص به ميدان آمدند آن پتانسيل ايجاد شد و كارگر افتاد.
شمخاني افزود:ببينيد در جنگ حتي صدام نيز بخشنامهها و نامههاي خود را با آيات قرآن شروع ميكرد و خطاب به نيروهايش ميگفت اي فرزندان علي و خالد. اينها آن طرف هم بود اما اين طرف چون در عرصه عمل هم بروز و ظهور داشت، نتيجه ميداد.
يامينپور مجري برنامه در ادامه پرسيد كه چه شاهكاري در فتح خرمشهر وجود داشت كه تاريخ جنگ را به قبل و بعد از فتح خرمشهر تقسيم ميكنند؟ كه شمخاني پاسخ داد: جنگ نقاط عطف مختلفي دارد. اين تقسيم كه شما گفتيد هنگام جنگ نبود و بعد از جنگ شد.
شمخاني ادامه داد: يكي از مهمترين دلايل شاهكار بودن بيتالمقدس اين بود كه دشمن را بدون غافلگيري شكست داديم. در مراحل قبل جنگ دشمن دقيق نميدانست كه ما به كجا ميخواهيم حمله كنيم اما در عمليات بيتالمقدس فقط خرمشهر در دست دشمن باقي مانده بود و صدام ميدانست كه تمركز حمله و عمليات ايران خرمشهر خواهد بود و لذا آن پنج هزار و 400 كيلومتر مربع فضا را به دژي تبديل كرد كه جنگ را مغلوب نشود.
دريابان شمخاني با بيان اينكه ما چهار مرحله در جنگ داريم، اظهار داشت: در مرحله اول رزمندگان اسلام توانستند دشمن را وادار به توقف در پيشروي كنند. رزمندگان اسلام كاري كردند كه دشمن برخلاف طراحي عمليات برقآسا مجبور شد كه ترمز تانكهايش را بكشد. بعد تثبيت بود و بعد پاكسازي و مرحله چهارم هم تنبيه دشمن بود.
وي تصريح كرد: پس از پاكسازي دشمن از عمده مناطق تصرف شده وقتي ديد كه در جنوب غير از خرمشهر جايي براي آزادسازي نيست، از فروردين 61 فهميد كه فقط جنگ در خرمشهر متمركز خواهد شد. دشمن برتري قابل ملاحظهاي در تجهيزات و حتي نيروي انساني داشت. از 22 بهمن 57 تا 31 شهريور 59 خود را تجهيز و آماده كرده بود و همه اين توان را در خرمشهر مستقر كرده بود. از سوي ديگر ايران بدون هيچ آمادگي از قبل با آن اوضاعي كه بعد از انقلاب پيش آمده بود و عملياتي كه تا آن موقع انجام داده يك ماه زمان صرف كرد تا براي عمليات بيتالمقدس آماده شود كه همه را حيرتزده كرد و بعد هم كه پيروزي بر عراق در خرمشهر با آن همه نيرو، امكانات و تجهيزات و غيره.
مجري برنامه با بيان اينكه ما در سال اول جنگ 20 هزار كيلومتر خاكمان را از دست داديم و سال بعد پس گرفتيم، چرا اين اتفاق افتاد؟ كه شمخاني گفت: عراق از 22 بهمن 57 تا 31 شهريور 59 براي برطرف كردن عقدهاي كه از قرارداد 1975 داشت وقت صرف كرد. ما درگير انقلاب بوديم و ناآشنا با واقعيات جنگ. اين البته مفهومش خيانت نيست؟
مجري از وي پرسيد كه شما درباره بني صدر صحبت ميكنيد؟ كه شمخاني تاكيد كرد بله و ادامه داد: بنيصدر خائن نبود. اين تفاوت نگاه وي در اداره جنگ بود و انديشهي عمل وي غلط بود اما خيانت نبود.
شمخاني اضافه كرد: بنيصدر ميخواست با پيروزي در جنگ در ميدان جنگ تهران نيز پيروز شود و به هيچ بهايي حاضر نبود جنگ را ببازد و حتي نميخواست پيروزي در جنگ را با هيچ كس شريك شود. او مطمئن بود كه پيروز جنگ خواهد بود و اميدوار بود با پيروزي در جنوب در تهران هم پيروز شود كه البته اين نيت صادق و سالم نبود و روشهاي وي براي جنگ نيز غلط بود كه منجر به آن نتايج شد،اما خيانت هرگز و من هيچوقت اينگونه فكر نكرده و نميكنم.
مجري برنامه از شمخاني درباره مطالبي كه درباره ندادن مهمات و تجهيزات به نيروهاي سپاه مطرح ميشود و نامهاي كه خود شمخاني در اينباره نوشته است، اشاره كرد كه شمخاني پاسخ داد: بله من اين نامه را نوشتم و بنيصدر مخالف سپاه بود. بنيصدر مخالف سپاه و ما بود اما دشمن ما نبود. وي تصور ميكرد نبايد كسي را در پيروزياش شريك كند و سپاه را مزاحم خود ميديد. يك وقتي آدم با طرفش تباني كرده كه شكست بخورد اين خيانت است اما يك وقتي اشتباه ميكند و شكست ميخورد.
يامينپور در ادامه اشارهاي به روز دوم خرداد كرد و از شمخاني پرسيد كه فرهنگ دوم خرداديها با سوم خرداديها چه فرقي دارد؟ و شمخاني اظهار داشت: امروز كه ما نميتوانيم فرهنگ قائم شده ديگران را در نفي دوم خرداد كتمان كنيم. سوم خرداد مظلوم است و اين كاري هم به دوم خرداد ندارد. شما فرهنگ سوم خرداد را تعريف كنيد بعد افراد را مقايسه كنيد.
يامينپور اظهار كرد كه بين معتقدين به اين دو فرهنگ الان هم جنگ هست و شمخاني ضمن رد اين مطلب پس از آنكه مجري برنامه به وجود جنگ نرم در داخل كشورمان اشاره كرد اندكي مكث كرد و در واكنش به اينكه آيا شما لفظ فتنه را براي اتفاقاتي كه در سال 88 افتاد، قبول داريد؟ گفت: اين تغييري در اصل قضايا ايجاد نميكند. من به عنوان يك عنصري كه نگاه امنيتي دارم و نه سياسي معتقدم كه ما در پيشبيني، پيشگيري، كنترل حادثه و روش مقابله با آن در سال 88 دچار اشتباه شديم.
شمخاني در واكنش به اين سخنان مجري برنامه كه آيا شما هنوز هم بسيجي هستيد و آيا به تبع بسيجي بودن حق را ميگوييد؟ گفت: من هنوز هم بسيجي هستم به معناي حقگو، حقخواه و حقشنو. من هميشه حق را گفتهام و الان هم ميگويم كه هل دادن افراد به سمت شكستن مرزها خطاست. ما الان اگر همهمان هم كنار هم باشيم باز هم كم هستيم. نبايد خطاي تحليلي پيدا كنيم و از كشتي پياده شويم يا كسي را از كشتي بيرون بيندازيم .
مجري برنامه گفت كه اگر به تعبير رهبر معظم انقلاب كساني اصرار داشته باشند كه خودشان از كشتي پياده شوند، تكليف چيست؟ كه شمخاني گفت: ما تابع مقام معظم رهبري هستيم و در اين مورد من ترديدي ندارم. ايران بدون ولايت معنا ندارد و اين باور همه كساني است كه شما هم حتي تعجب ميكنيد از باور آنها. اگر اين ركن تضعيف شود گرگهاي منطقهاي و جهاني هيچ كس را از دريدن در امان نخواهند گذاشت.
شمخاني ادامه داد: البته ابراز دائمي اين موضوع براي بعضيها دكان است و براي بعضي عزتمداري نه تنها در ابراز و بيان صرف اين موضوع بلكه در عمل به آنها.
مجري برنامه در ادامه پرسيد كه هميشه حرف و حديث بوده كه چرا بعد از خرمشهر جنگ 6 سال ادامه يافت؟ كه شمخاني با بيان اينكه اين سوال خوبي است، اما بزرگي فتح خرمشهر را نبايد تحت تاثير قرار دهد، اظهار داشت: بحث ورود به خاك عراق در طرحهاي عملياتي قبل از خرمشهر هم بوده است و حتي در عملياتي كه زمان بنيصدر انجام شد هم اين موضوع ديده شده بود. در عمليات هويزه طرح عمليات ورود به خاك عراق بود.
وي افزود: خود عمليات بيتالمقدس خط ايستايياش شرق بصره بود و اين بحث مربوط به بعد از خرمشهر نيست. اين را بدانيد كه اين سوال بعد از پايان جنگ مطرح شد و اين ناشي از نوع پايان جنگ و مسائل مطرح شده بعد از آن بود. كساني اين سوال را بيشتر مطرح ميكنند كه ميخواهند بگويند سياست ايران در اداره جنگ سياست صحيحي نبود.
شمخاني تصريح كرد: هيچ كس بعد از خرمشهر اين سوال را نكرد و اگر كسي اين سوال را كرده است، سند بياورد. آن زمان هيچ كس نبود كه مخالف باشد، من از همه سراغ گرفتم و آن زمان كسي اين سوال را نپرسيد و آنچه بعد از فتح خرمشهر رخ داد، در زمان خودش كاملاً طبيعي بود.
شمخاني در پاسخ به اين سوال كه آيا در مديريت جنگ اتفاق نظر وجود داشت چرا كه كساني هستند كه ميگويند كسي كه در سال 61 خواهان ادامه جنگ بود در سال 67 خواهان پايان جنگ بود، گفت: تنبيه متجاوز بخشي از جنگ ما بود كه هيچ كس در انتخاب آن ترديد نداشت. بعد از عمليات بيتالقمدس هيچ اختلافي بين سياسيون و نظاميان براي ادامه جنگ نبود.
وي ادامه داد: ببينيد آقاي هاشمي به امام گفت اجازه بدهيد جنگ را من اعلام كنم كه تمام شود و من مسئوليت آن را بر عهده ميگيرم و بعد شما با من برخورد كنيد، شما ببينيد از خودگذشتگي از اين بزرگتر ميشود؟
مجري برنامه درباره مسائل مربوط به نامهنگاري آقاي محسن رضايي با آقاي هاشمي رفسنجاني در سال 67 كه به پذيرفتن پايان جنگ از سوي امام منجر شد، پرسيد كه شمخاني درباره آنها گفت: هاشمي رفسنجاني از رضايي سوال كرده بود كه براي ادامه جنگ چه نيازهايي داريد و رضايي نامه نيازمنديهاي جنگ را نوشت و اين نامه براي ادامه جنگ بود و نه پايان جنگ.
شمخاني در واكنش به اين گفته مجري برنامه كه آيا دولت از كمك به جبهه دريغ ميكرد؟ گفت: ما توان ادامه جنگ نداشتيم، دولت هم چيزي نداشت كه ندهد. ما در هشت سال جنگمان 22 ميليارد دلار خرج كرديم و عراق 180 ميليارد دلار كه علاوه بر آنها كمك و تجهيزات و نيروي انساني و امكانات و اينها را هم از شرق و غرب و اعراب و غيره مفت دريافت ميكرد.
شمخاني با اشاره به اينكه در طرف عراقي، صدام همه كاره جنگ بود، فرمانده، رئيس جمهور، نخست وزير، وزير جنگ، فرمانده ارتش و فرمانده ميدان جنگ، ضمن اينكه حامي هم داشت و قبل از شروع جنگ فرصت آماده شدن هم داشت، اظهار كرد: ما حامي كه نداشتيم، محروميت هم داشتيم، ساختار نامناسب براي مديريت كشور و مديريت جنگ را هم داشتيم كه بالاخره بعضي مشكلات را پيش ميآورد.
مجري برنامه پرسيد كه كساني ميگويند كه دولتيها به جنگ نرسيدند و جام زهر را به امام نوشاندند و ما ظرفيت ادامه جنگ را داشتيم؟ نظر شما چيست؟ كه شمخاني گفت: ما همواره از همان ابتداي جنگ دنبال صلح بوديم اما به شرط اينكه متجاوز را بشناسانيم و تضمين بگيريم كه دوباره تجاوز نميكند و قرارداد 1975 را هم ميپذيرد و غرامت ميدهد.
وي خاطرنشان كرد: قطعنامه 598 مناسبترين قطعنامهاي بود كه در طول جنگ پيشنهاد شد. نه در سطح ملي ولي در سطح زير آن انديشههايي بود كه مخالف با جنگيدن بود و اگر مخالفتي نميكرد، اما كمكي هم نميكرد. نظرات آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي رضايي درباره ادامه يا عدم ادامه جنگ نبايد در فضاي سياسي امروز پاسكاري شود. نامه رضايي نامه ادامه جنگ است نه خاتمه جنگ.
شمخاني تصريح كرد: من خودم از اولين فرماندهاني بودم كه به آقاي هاشمي گفتم بايد فكري براي جنگ كنيم.
شمخاني سپس افزود: ما در جنگ پيروز شديم و وقتي قطعنامهي 598 را پذيرفتيم دوباره عراق به ما حمله كرد ولي در جاده اهواز-خرمشهر شكست خورد، در ارتفاعات مرصاد شكست خورد و به عقب رانده شد. شكست بدتري از اول جنگ خورد. عراق بعد از اين دو شكست قطعنامه 598 را قبول كرد.
مجري برنامه با بيان اينكه گويا آقاي عباسي برنامه ما را ميبينند و در تماس تلفني با برنامه گفتهاند كه اگر عراق بمب شيميايي زد، دليل پذيرفتن پايان جنگ باشد الان هم ترس از زدن بمب اتم بايد باعث كوتاه آمدن ما بشود، پرسيد كه نظر شما چيست و شمخاني گفت: اين غلط است، ما كه به خاطر بمب شيميايي عراق، جنگ را تمام نكرديم و اصلاً ما با پيروزي جنگ را به پايان برديم. شما ببينيد كه عراق با 12 لشكر كه داشت، جنگ را شروع كرد و با 62 لشكر آماده و با تجربه جنگ را تمام كرد. همه تجهيزات عراق در طول جنگ اضافه شده بود اما ما چه؟ با اين حال ما صدام را در مرصاد و در جنوب شكست داديم و صدام بعد از اين شكستها مجبور به پذيرش قطعنامه شد. ما درهاي بصره را ميكوبيديم كه صدام قطعنامه را پذيرفت.
شمخاني ادامه داد: چون اين آقاي عباسي و امثال ايشان به جنگ نيامدند و عباسيهاي زيادي نيامدند، ما مشكل پيدا كرديم، ما مشكل نيروي انساني داشتيم در آخر جنگ و كسي به جبهه نميآمد كه مجبور شديم قطعنامه را بپذيريم. اما وقتي بعد از پذيرش قطعنامه صدام دوباره خرمشهر را گرفت، امام گفت كه اگر سپاه خرمشهر را نگيرد، سپاه را منحل ميكنم و مردم وقتي اينگونه ديدند به ميدان آمدند و جنگ با پيروزي ما به پايان رسيد.
شمخاني در واكنش به اين سؤال كه آيا ممكن است دوباره كانديداي رياست جمهوري شويد و اصلاً چه اشكالي را در كار آقاي خاتمي ميديديد كه به عنوان وزير كابينهاش رقيب انتخاباتي ايشان هم شديد؟ گفت: من احساس كردم كه اگر وارد ميدان نشوم، وضع بدي در ادامه خواهيم داشت، بحث حضور نظاميان در عرصه سياست بود و احساس كردم كه بايد نظاميان از صندوقهاي راي در بيايند. البته رفاقت ما بر رقابتمان ميچربيد و با رفاقت رقابت كرديم. اصلا مگر آقاي خاتمي معصوم است، خوب او هم اشتباه ميكند ديگر.
در ادامه برنامه مجري برنامه از وي پرسيد كه آيا امكان حمله نظامي به ايران در حال حاضر و يا در آينده وجود دارد كه شمخاني پاسخ داد: ظرفيت اقدام نظامي عليه ايران در دست هيچ كس نيست. اولا كسي دليلي براي اين حمله ندارد، در ثاني ظرفيت اين حمله را ندارند و از همه مهمتر اينكه از پيامدهايش ناآگاه و در هراس هستند.
شمخاني تصريح كرد: سرنوشت جنگ تحميلي قدرتي را براي ايران ايجاد كرد كه يكي از آنها بازدارندگي است. شايد اگر جنگي آغاز شود ايران ابتدا غافلگير شود اما سرنوشت جنگ در دست ايران است. پيامدهاي اين جنگ به طور حتم منطقهاي و جهاني است و ميتواند هيمنه رو به ريزش قدرتهاي فرامنطقهاي و اسرائيل را كه امروز كلانتر چهار راه چه كنم است را در مخمصهاي بيندازد كه فكرش را هم نميكند.
شمخاني در پايان برنامه در واكنش به سخنان مجري برنامه كه گفت چون اسم آقاي عباسي در برنامه آورده شد و شما گفتيد كه در جنگ حضور نداشته من بايد بگويم كه بالاخره ايشان هم بودهاند و حق اظهارنظر دارند، اظهار داشت كه نه من آدرس دقيق اين افراد را دارم و ميشناسمشان.
پاسخهای چالشی عباسی در دانشگاه تهران!
خبرنامه دانشجویان ایران: همايش «من امپرياليستم، پس هستم» روز دوشنبه سوم خردادماه با حضور حسن عباسي، رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز در دانشگاه تهران تالار ابن سینا برگزار شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در اين همايش، استراتژي بازدارندگي هسته اي ايران مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

اما سخنان علی شمخانی در برنامه شب دوم خرداد علتی شد تا حسن عباسی سخنانی را متوجه وزیر دفاع خاتمی کند.
*آن آقایی که با لباس نظامی که در سیمای ملی ما حضور پیدا می کند و به عنوان یک شخص نظامی شروع می کند به حرف زدن و برای مردم عوام انگار دارند خاطرات جنگ را می گویند اما ایشان منافع ملی را فدای وضعیت شخصی می کنند.
*2 تا ژنرال عراقی طرح دفاع متحرک را در کربلای 4 و 5 چیدند و جلو بردند در حالی که ما در آن زمان هیچ استراتژی نچیدیم فلذا خیلی از مواضع را از دست دادیم.

*ما باید به مردم در خصوص مقوله بازدارندگی کمک کنیم در صورتی که شما امروز در سیمای ملی پالس های اشتباه می دهید.
*من تا قبل از دیشب خیال می کردم که جریان جام زهر مثلث "ما نمی توانیم" بود، اما فهمیدم که این مثلث، مربع ما نمی توانیم است و احتمالا تا روزهای دیگر به ذوزنقه و شش ضلعی تبدیل شود.

*یک عده ابتدا به حضرت امام روح الله جام زهر دادند و ایشان را مجبور به عقب نشینی کردند ولی همین آقایان در زمانی که 127 نفر به سید علی امام زمان نامه دادند و امثال اینها سکوت کردند و می خواستند به ایشان جام زهر را بنوشانند.
*آن کسی که می گوید یک عده که در جبهه نبودند بایند تا باهم به استخر برویم ببینیم جای تیر و ترکش روی بدن این آقایان زیاد است یا این آقایانی که با درجه و مدال در سیمای ملی می آیند.

*علتهایی چون امکانات نداشتن و وسایل نداشتن و بمب شیمیایی و این ها که ایشان برشمردند در خصوص پایان یافتن جنگ گفتند دلایل پایان جنگ نبود نداشتن استراتژی جنگ برای 2 سال آخر از سوی شما فرماندهان جنگ بود.
*شما وقتی اینگونه ضعف و پایان جنگ را به حمله شیمیایی عراق منوط می کنید آن استراتژیست حاضر در کاخ سفید آمریکا فکر می کند شما که در شورای روابط خارجی و مرکز استراتژیک شورای دفاع هستید، اینطور طرز فکری دارید چرا در خصوص بمب اتمی عقب نمی نشینید.


*من وقتی تذکر می دهم و می گویم این حرف ها را نزنید می گویند اینها توی جنگ نبودند اما شما توی اهواز و زیر باد کولر و بعد رفتید تهران و تهران نشین شدید و وزیر اما یک عده بودند ابتدا توی اهواز بودند بعد رفتند هور بعد رفتند تو خاک عراق عملیات چریکی کردند ولی مثل بعضی ها معاون نشدند و وزیر نشدند و روبه روی تلویزیون نبودند.


*ما در سال 1381 اعلام کردیم که هزینه حمله به ایران 1836 برابر حمله به عراق بود که البته ما حضور سپاه و ارتش و ولایت فقیه را در نظر گرفتیم که الان باید به بیش از 2000برابر رسیده باشد و شاید بیشتر از این است.
دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد