اندر حکایت رحیم مشایی-مهیار
میگویند آدمها خود باید احترام خود را داشته باشند.اگر کسی خود مواظب گفتار و رفتار خود نباشد و به ارزشهای دیگران احترام نگذارد،چه انتظاری است که دیگران او را محترم شمارند .آقای مشایی در طول چند سال گذشته حرفهایی زده که جامعه را به چالش کشیده است.اگر چه شاید بتوان به این حرفها رنگ و بوی خاصی داد تا بتوان آنها را توجیه کرد!کما اینکه نگارنده ،خود تا کنون از حامیان مشایی در برابر منتقدانش بوده و از او حمایت کرده!اما چه کنیم که با کسی عقد اخوت نبسته ایم!
باید واقعیت را پذیرفت که جامعه محل تئوری پردازیهای مدام و مداوم نیست.جامعه به آرامش نیاز دارد.همان گونه که خاتمی با تئوری پردازیهای پی در پی خود فضای جامعه را ملتهب میکرد،هر رییس جمهور و مسوول دیگری بخواهد این روند اشتباه را تکرار کند با مخالفت خود مردم مواجه خواهد شد.
نگارنده بر خلاف آنهایی که معتقدند مشایی صلاحیت اظهار نظر در مورد مساتیل مختلف را ندارد، معتقد است وجود چنین روشنفکرانی برای پویایی جامعه لازم و ضروری است اما نه در جایگاه رییس دفتر رییس جمهور یا در جایگاه خود رییس جمهور!!!!
ایشان دارای طبع ظریف ،پویا و جوانپسندی هستند که حضورشان برای نظام موثر است ولی در جای مناسب!!!
اما در مورد کسانی که چند سال وقت گذاشتند تا او را تخریب کنند باید بگویم،شاید جامعه ما به خاتمی و امثال او دیگر رای ندهد ولی مطمئن باشند کسانی مثل لاریجانی ،علی مطهری ،احمد توکلی، باهنر و دوستان مضحکشان دیگر در دل مردم ایران جایی ندارند.این بزرگواران در جای خود امتحان پس داده اند و دیگر مقبول مردم نخواهند شد.
ملت ایران راهی را انتخاب کرده ،که علاوه بر پایبندی بر اصول انقلاب از خمودی و انجماد و نفاق بیزار است و در زمان خود راه خود را خواهد پیمود و فرد مورد نظر خود را انتخاب خواهد کرد.
دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد