هرلحظه که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیکتر می شویم به جای نشر شور حضور مردم در انتخابات شاهد نشر شور حضور کاندیداهای ریاست جمهوری در عرصه هستیم! و روزی نیست که صبح خود را با اعلام کاندیداتوری چندنفر جدید آغاز نکنیم! یابه قول جوانان امروزی کاندیداتوری هر لحظه در حال آپدیت شدن هست.

اگر مروری بر انتخابات ریاست جمهوری در ادوار گذشته داشته باشیم متوجه خواهیم شد که در هیچ کدام از آنها به اندازه این انتخابات تعدد و یا بهتر بگوییم ترافیک کاندیداتوری وجود ندارد و در همه ادوار اشخاصی بسیار شناخته شده و یا با حمایت جریان های شناخته شده ای وارد عرصه می شدند ، به راستی چرا در این انتخابات روال این گونه شد؟!

البته پاسخ روشن است وقتی در انتخابات نهم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که صرفا یک شهردار بود رقبای بزرگی چون هاشمی و کروبی را پشت سر گذاشت و بر صندلی ریاست جمهور ی تکیه زد این توهم در بین برخی از کاندیداهای موجود ایجاد شد که چرا ما نتوانیم رئیس جمهور بشویم که البته باید عرض شود که انتخاب شدن دکتر احمدی نژاد در شرایط و زمانی بود که با شرایط موجود بسیار متفاوت بود .می پرسید چرا؟ عرض خواهیم کرد:

قبل از انتخاب دکتراحمدی نژاد شانزده سال کشور از مسیر انقلاب خارج شده بود و در هشت سال اول به سمت ایجاد فاصله طبقاتی و بروز شهروندهای درجه بندی شده پیش رفته بود و در هشت سال دوم دوران اصلاحات کشور علاوه بر اینکه به مسیر انقلاب برنگشت بلکه با برنامه ها و ایده های دولت مردان آن زمان با شتابی تمام به سمت سکولاریزه شدن حرکت می کرد و روزی نبود که باورهای ملت انقلابی به سخره گرفته نشود و اعتقاداتشان توسط عده ای معلوم الحال در سایه تسامح و تساهل دولت اصلاحات لگدمال نگردد و عزت و شرفی که با خون جوانان خویش به دست آورده بودند توسط سیاست مدارانی ضعیف النفس و غرب زده دو دستی تقدیم غربی ها نشود و ... .

به هرحال در آن شرایط مردم از هجده سال خود باختگی سیاستمداران و مسئولان خود به ستوه آمده بودند و انقلابیون و مردم معتقد دنبال فرصتی برای رهایی از شرایط موجودشان می گشتند که در آن برهه آقای احمدی نژاد با تکرار شعارهای انقلاب و عدالتخواهی و ساده زیستی و ...با تکرار واگویه های مردم پا به عرصه گذاشت و با سابقه چند ساله در شهرداری که از قضا آن نیز بعد از صدارت اصلاحاتی ها عملکردی موفق داشت مردم را به سوی خود معطوف نمود.

البته این تنها دلیل موفقیت دکتر احمدی نژاد نبود چراکه بودند کاندیداتورهایی که همان شعارهای احمدی نژاد را تکرار می کردند ولی با اقبال مردم مواجه نشدند در این بین حمایت اشخاصی همچون آیت الله مصباح یزدی که عمری را در مبارزه با انحرافات موجود در مسیر انقلاب سپری کرده بود و پیوسته با حضور در نماز جمعه تهران مومنین را از خطرات موجود آگاه می ساختند و در جامعه از تاثیرگذاری فراوانی برخوردار بودند توجه مردم  و جوانان انقلابی را به دکتر احمدی نژاد بیشتر جلب نمود تا اینکه با راه یابی وی به دور دوم و رقابت با شخصی چون هاشمی رفسنجانی که مردم تمام عواقب هجده ساله گذشته را متوجه او می دانستند دیگر تکلیف مردم مشخص شد و تصمیم گرفتند بر آنچه که باید می گرفتند.

ولی امروزه شرایط با آن زمان فرق می کند نه در روزنامه های کشور به مقدسات مردم توهین می شود و نه در سعدآباد عزت و غرور مردم توسط غربی ها لگد مال می گردد. البته این جملات نافی نواقص دکتر احمدی نژاد و عدم وجود گرانی ها و مشکلات در کشور نیست شاید ما بیشتر از مخالفین اولیه رئیس جمهور در این زمینه بر او انتقاد داریم و مواضع و اقدامات اخیرش را فاصله گرفتن از اصول می دانیم ولی انصاف اجازه نمی دهد در مقایسه با رئیس جمهورهای قبلی به اونمره رد بدهیم اگر امروز انتقادی هم هست که بسیاریشان نیز وارد می باشد دلیل بر این است که انتظارات مردم از رئیس جمهور انقلابی بیشتر از اینها بود.

پس با مقایسه شرایط قبل و موجود و با یاری گرفتن از فرمایشات ولی امر مسلمین که فرمودند: رئیس جمهور آینده باید امتیازات رئیس جمهور فعلی را دارا و ضعف های او را نداشته باشد این سوال به وجود می آید که به راستی کدام کاندیدای موجود می تواند امتیازات رئیس جمهور فعلی منهای ضعف هایش را داشته باشد؟!

عزیزانی که هر روز احساس تکلیف برای کاندیداتوری می کنند به کدام پشتوانه فکری و سیاسی و با کدام توان وارد این عرصه می گردند؟! آیا صرفا برکناری در سنگال ، نایب رئیس مجلس بودن ، در راس یک سازمان قرارگرفتن و نماینده مجلس بودن و یا چندین نمونه مشابه دلیل بر توانمند بود فرد در مسند ریاست جمهوری است؟! آیا نرخ ریاست جمهوری باید اینقدر پایین باشد  تا هرکسی استخاره کرد یا خوابی دید و یا همسایه ها به او  گفتند لایق هستی باید وارد این عرصه شود و باعث تضییع حقوق مادی و معنوی مردم گردد؟! به راستی باید ولع کاندیداتوری را به تشنه قدرت بودن تفسیر کرد یا تشنه خدمت؟!

خداوند متعال عاقبت همه مارا ختم به خیر گرداند انشاءلله

منبع وبلاگ روزنامه نگار مستقل