ساعت 11:20 صبح روز سه شنبه 9/7/92 است کلاس دانشگاهم تمام شده و از دانشگاه آزاد به سمت میدان امام حسین ،مسیر هر روزه ام حرکت میکنم .روز قبل حدود ساعت 9 صبح تصادف دلخراشی را در محدوده دانشگاه پیام نور شاهد بودم که یک سواری سفید رنگ چپ کرده بود .به آن محدوده که نزدیک میشوم سرعتم را کم میکنم !و با توجه به اینکه مسیری است که حداقل 7 سال رفت و آمد داشته ام احتیاط لازم را دارم ! آنقدر مسیر را رفته ام و آمده ام که میدانم ماموران راهور الان کجا کمین رانندگان خطاکارند !

بعد از دور برگردان قبل از میدان تره بار سرعتم حدود 105 کیلومتر است و خودم دارم ماشین راهور را در کمین میبینم  ،ولی باکمال تعجب وقتی به آن نزدیک میشوم با فرمان ایست مواجه میشوم و هنوز پیاده نشده قبض جریمه نوشته شده است !مبلغ 40000 تومان بابت  سرعت 109 روی 80 !

این یعنی من مجازم فقط با سرعت 80 کیلومتر در این اتوبان حرکت کنم! ولی هیچ تابلویی در مسیر توجه مرا جلب نکرده و به من هشدار نداده !مامور میگوید باید علامت کنار سمت راست جاده را جلوی دور برگردان میدیدی! آیا در یک اتوبان سه بانده چنین چیزی در روی یک تابلوی کوچک سمت راست جاده دیده میشود؟ یا باید این علامت اگر واقعا موجود است برروی سقف جاده  یا تابلوهای متعدد کوچک هشدار دهنده نصب شود؟

 وقتی میگویم اینجا اتوبان است و سرعت  110  مجاز است، میگوید اینجا کمربندی درون شهری ! است!و سرعت مجاز 80 کیلومتر است!

صدایم بلند میشود و بی پروا میگویم :گزارش این بی قانونی  را در مطبوعات به چاپ میرسانم ،ظاهرا پرکردن برگها ی جریمه از قانون برایتان مهمتر است؟! چهار مامور با خونسردی تمام میگویند برو انجامک بده !ولی فرد جوانی با لباس شخصی جلو می آید و مرا چند بار به عقب هل می دهد و میگوید برو سوار ماشینت شو!

به او میگویم تو  با لباس شخصی چه کاره ای؟که مرا هل میدهی؟ میگوید من بازرسی هستم!

میگویم شما بدون لباس راهور حق نداری با من درگیر شوی ! دو دکمه لباسش را باز میکند،لباس فرم راهور را که در زیر آن پوشیده نشان میدهد و میگوید این هم لباسم!

اما در همین لحظه با سر به پیشانی و بینی من محکم ضربه میزند!من از شدت ضربه چند متری به سمت  عقب پرت شدم و  روی زمین به حال تشنج افتادم .شاید 5 الی 10 دقیقه در همان حال بودم تا حال طبیعی خود را پیدا کردم !

وقتی حالم بهتر شد ،با کمال تعجب دیدم وسط اتوبان افتاده ام و کامیونها دارند از کنارم حرکت میکنند! نه آن 4 مامور ملبس  ونه عابران مرا جابجا نکرده بودند! ولی فرد جوانی سویج و مدارک مرا از کف اتوبان جمع کرده بود و به من داد.سپس به 110 زنگ زد  و در خواست کمک برای من کرد.بعد گفت: فرد ضارب با پراید هاچ بک و شماره 117 ص 46 ایران 16 گریخته است! شماره اش را به من داد و گفت شکایت کردی من را به عنوان شاهد خبر کن.

110 آمد و سعی در کد خدا منشی کرد و شاید تهدید که اگر شکایت کنی راهور هم از شما شاکی میشود و ماشینت باید به پارکینگ برود و ...! به او گفتم هرکسی حق دارد شکایت کند !ولی من شکایتم از جرح وارده است (بینی من هم کمی خون می آمد و ورم کرده بود)

وقتی دید من از قانون اطلاع کامل دارم سوار خودرو من شد و با هم به سمت کلانتری حافظیه رفتیم .تا دم در برایم روضه خواند و کد خدا منشی کرد تا من کوتاه بیایم !

من هم واقعیتش را بخواهید میدانستم به عنوان یک پزشک وقت کافی برای پی گیری ندارم  و آنها هم بعید است زیر اب همکارشان را بزنند! لذا از همانجا برگشتم ولی گزارش شاید جالب ماجرا  را جهت اطلاع عموم مردم منتشر نمودم. والسلام