ما در اقتصاد با کالاها و خدمات مختلفی سر و کار داریم؛ برخی به راحتی از مرزهای بین المللی عبور می کنند و دارای قابلیت جابجایی و خرید و فروش بین المللی هستند، مثل کالاهای صنعتی؛ اما برخی از کالاها و خدمات به راحتی و شاید بهتر است بگوییم به هیچ وجه قابل خرید و فروش بین المللی نیستند؛ مثل آرایش گری یا ساندویچ گرم. در گروه اول یعنی کالاها و خدماتی که امکان تجارت بین الملل و عبور از مرزها وجود دارد، قیمت ها در بین کشورهای مختلف به هم نزدیک تر است، اما در بین کالاهای گروه دوم که امکان انتقال بین المللی به سادگی ممکن نیست، اختلاف قیمت در بین کشورهای مختلف، بسیار وسیع می باشد. مثلا در مورد قیمت یک آرایشگر ممکن است در افغانستان با ایالات متحده تا ۱۰۰ برابر اختلاف قیمت وجود داشته باشد، یا قیمت یک ساندویچ در آمریکا ممکن است صد برابر قیمت یک ساندویچ در جیبوتی باشد؛ اما برخی از خدمات از جمله خدمات پزشکی دامنه اختلاف قیمت کمتری در بین کشورهای مختلف دارد و قیمت این کالاها کمتر تحت تاثیر سیاست گذاران و دولت ها می باشد و بیشتر متاثر از ماهیت این خدمات می باشد. برای این مسئله دلایل مختلفی ذکر می شود مثلاً خدمات پزشکی به شدت تحت تاثیر تکنولوژی و فناوری های نوین می باشد و با توجه به این که مبدا و منشا این فناوری ها کشورهای پیشرفته می باشند لذا این فناوری ها و تکنولوژی ها با قیمت بالاتری به کشورهای در حال توسعه وارد میشود یا مثلا با توجه به اینکه نظام آموزش پزشکی در کشورهای مختلف مبتنی بر یک سری حداقل استانداردها می باشد ، دانش آموختگان رشته های پزشکی به راحتی می توانند مهاجرت و در کشورهای همسایه و حتی دور دست به اشتغال در رشته های پزشکی بپردازند .

 دامنه اختلاف قیمت تعرفه های پزشکی در بین کشورهای مختلف دنیا نسبت به دامنه اختلاف قیمت سایر خدمات یا کالاها بسیار کمتر است و دولت ها برای پیشگیری از مهاجرت نخبگان و پزشکان و نیز به منظور بهره مندی از بالاترین تکنولوژی ها در زمینه های پزشکی یا مستقیماً به خدمات پزشکی یارانه پرداخت می کند یا از قیمت گذاری های مستقیم تا حد امکان پرهیز می کنند.

 حوادثی که در هشت سال گذشته در کشور ایران به دنبال تحریم های ظالمانه به وقوع پیوسته است از طریق کاهش ارزش پول ملی منجر به افزایش اختلاف حقوق و دستمزد پزشکان در داخل و خارج از کشور گردیده است ؛ مثلا اگر پول ملی ایران نسبت به سال ۱۳۸۹ که دلار ۱۰۰۰ تومن بود اکنون ارزش آن به به ۱۰ درصد تنزل پیدا کرده باشد، دقیقاً درآمد یک پزشک که در داخل کشور به طبابت می‌پردازد نسبت به دوست و همکار خود که در کشور همسایه یا دوردست مشغول به طبابت است یک دهم شده است. از سوی دیگر با توجه به اینکه سرمایه گذاری در بخش بهداشت وابسته به تکنولوژی و تجهیزات وارداتی است، هزینه سرمایه گذاری در طی ۸ سال گذشته ۱۰ برابر شده است.

 با توجه به مسائل فوق، پزشکان با مشکلات چشم گیری در سرمایه گذاری و بازگشت سرمایه در داخل کشور مواجه هستند. به علاوه، الزاماتی تبعیض آمیز نسبت به گروه پزشکی از جمله اجباری بودن طرح نیروی انسانی پزشکان بر این مشکلات می افزاید.

هرگز فراموش نکنید که پزشکان حاذق ایرانی به راحتی می‌تواند در بهترین کشور های دنیا و با استانداردهای بالا به زندگی و خدمت بپردازند. اما اکثریت پزشکان این کشور زندگی در داخل  و خدمت به هموطنان خود را با وجود تمام مشکلات برگزیده‌اند و در شرایطی که در یک سال گذشته تمام کالاهای موجود در کشور قیمت شان چندین برابر شده است اما هنوز با  تعرفه های پزشکی مصوب سال گذشته به خدمت ادامه می دهند.

آنچه باعث شد بنده به نگارش این چند سطر بپردازم این است که علی رغم تمام جهات مثبت فوق، اخیرا طبق یک سنت متناوب و دوره ای پزشکان با بی مهری مسئولان و هجمه رسانه ای مواجه شده اند! این حملات رسانه ای و زیر سوال بردن خدمات جامعه پزشکی و بسط سوءاستفاده اقلیتی خاص از پزشکان به کل این قشر خدوم و فرهیخته،می تواند انگیزه های سرمایه گذاری و اشتغال در داخل کشور در بخش پزشکی و بهداشت را به شدت کاهش دهد و با توجه به اینکه پرورش یک پزشک خوب در کشور حداقل به ۵ الی ۱۵ سال سرمایه گذاری در بخش آموزش عالی نیازمند است، در بلندمدت کشور را با بحران های شدید مواجه خواهد کرد. بحران هایی که رفع آنها به زمان‌هایی حداقل ۱۰ ساله نیازمند است و با تصمیم یک شبه سیاستمداران و دولت این مشکلات را نخواهند شد و کسی که در این بین قربانی خواهد شد قطعا مردم خواهند بود.

 به نظر می رسد از آنجایی که چنین هجمه‌های شدید و هماهنگ تبلیغاتی و رسانه ای می تواند تضعیف بنیان‌های علمی آموزشی این کشور به دنبال داشته باشد  و در بلند مدت، با برباد دادن ذخایر فکری و علمی کشور امنیت بهداشت و سلامت کشور را به خطر بیندازد، مورد حمایت تحریم کنندگان و دشمنان انقلاب باشد .