در ضرورت انجام جراحی و اصلاح بزرگ اقتصادی - که حاصل مشکلاتی است که در طی سال‌های گذشته انباشته شده است و بر دوش دولت کنونی سنگینی میکند - شکی نیست. قبل از ورود به اصل نوشتار مقدمه‌ای را آغاز میکنیم. فرض کنید دریای متلاطمی پر از امواج خروشان وجود دارد و شناگری میخواهد برنامه‌ریزی کند تا فاصله ای ۵۰ متری را در زمان مشخصی طی کند. صرف نظر از اینکه شناگر باید خود متبحر و زبردست باشد، شناخت از شرایط موجود دریا، سرعت وزش باد، ارتفاع امواج، جهت امواج و حتی زمان شنا ، می تواند در این برنامه ریزی ، موثر و مفید باشد. وقتی دریا آرام است ، شناگر به راحتی با یک محاسبه سرانگشتی می تواند پیش بینی کند که در ۱۰ ثانیه این فاصله را طی کند . حتی یک شناگر غیرماهر هم می تواند این فاصله را ولو با تأخیر شنا کند. مشکل زمانیست که این دریا متلاطم است؛ نه جهت وزش باد دقیق مشخص و ثابت است ، نه ارتفاع امواج ، نه هیچ متغیر دیگری!
اقتصاد کشور ما چنین شرایطی دارد؛ یعنی امواج خروشان رانت ،تبعیض، فساد اقتصادی، عدم رقابت، عدم آزادی در فعالیت اقتصادی و بدتر از همه حضور دولت، به عنوان یک رقیب قدر، در کنار بخش خصوصی، باعث شده تا هیچ فعال اقتصادی خصوصی و حتی خود دولت، نتواند حرکت خود را به یک نقطه خاص از قبل پیش بینی کند!

یکی از درخشان ترین کارنامه های اقتصادی در دوران پس از انقلاب، مربوط به دولتی است که اصلا شعارش اقتصادی نبوده و در واقع توسعه سیاسی بوده است و به همین سبب ، حتی در زمان خودش مورد انتقاد شدید حامیان معیشت مردم، قرار گرفته است! چرا از این تجربه بزرگ ، که به اصل نظام تعلق دارد، درس گرفته نمی شود و از اهمیت توسعه سیاسی به عنوان بستر توسعه اقتصادی غافلیم؟!بعد از پرداختن به موضوع توسعه سیاسی، که شامل رفع رانت، فساد و تبعیض و ایجاد آزادی و رقابت در حوزه اقتصاد است ، نوبت به آزاد سازی قیمت های سوخت و انرژی و یکسان سازی نرخ ارز می رسد. این مرحله خود تا حد زیادی با گام قبلی همپوشانی دارد و در هم تنیده است. بدون توجه به مراحل فوق، هر گونه برنامه ریزی اقتصادی دست و پا زدن است و سرانجامی جز اتلاف انرژی و منابع موجود و از دست دادن زمان نخواهد داشت !
باید یارانه های سوخت و انرژی و بازار ارز را سامان داد تا بتوان راجع به متغیرهایی همچون بیکاری ، نرخ تورم، رشد اقتصادی و ... تصمیم‌گیری کرد. اینکه دولت ابتدا به سراغ حذف یارانه کالاهای اساسی رفته یک بدسلیقگی فاجعه بار است که ضمن عدم رعایت اولویت بندی، باعث سلب اعتماد عمومی و فرصت سوزی است. در فرایند اصلاحات اقتصادی، باید از پرداختن به شعارهای پوپولیستی بپرهیزیم، که جراحی دردناک است و در لحظه خودش ناخوشایند! طلافروشی را فرض کنید که مغازه‌اش پر از طلاست، اما به خاطر شعار زدگی و به اسم حمایت از مشتریان و مصرف کننده، طلا را به قیمت نقره بفروشد و برای این که از پس مخارج زندگی خانواده خود برآید،کنار مغازه‌اش در پیاده رو چاقاله بادام میفروشد، آن هم دو سه برابر نرخ مصوب ! قطعا رفتار این طلافروش، برای همه غیر عقلانی است.
دولت ما در حال حاضر دقیقاً همین رفتار را انجام می دهد؛ یعنی نفت ، بنزین، گاز و سایر انرژی ها را که سرمایه اصلی ملت و دولت است را با نرخ پایین می فروشد؛ به عنوان مثال، یک و نیم لیتر آب معدنی را در کشور ۱۲ هزارتومان میخریم اما یک و نیم لیتر بنزین را حداکثر ۶ هزار تومان! این همان مثال فروش طلا به قیمت نقره است، بعد دولت می آید و نان را می خواهد با قیمت بالا به مردم به فروشد، این همان مثال چغاله بادام است!
این سیستم اداره کشور جز اتلاف منابع و ضرر و زیان برای ملت چیزی ندارد ! دولت قبل از اینکه وارد مبحث نان میشد باید وارد وارد مبحث انرژی می شد تا بتواند علاوه بر رعایت اولویتها، منابع لازم برای حمایت از اقشار آسیب پذیر را هم تامین کند و متاسفانه رییس جمهور از همان زمان انتخابات، صریحا گفت برنامه ای برای افزایش قیمت بنزین ندارد!
عدم رعایت اولویتها باعث میشود حتی لذت کارهای خوب هم چشیده نشود!
مثلاً دولت،در روزهای اخیر ، خبر از اجرای پوشش کامل بیمه خدمات درمانی در کشور داد که یک آرزوی تاریخی، در بخش رفاه و درمان کشور می‌باشد ، اما بدسلیقگی فاجعه بار در تقدم و تأخر و اولویت بندی برنامه ها ،موجب شد تا مردم قبل از اینکه این خبر خوب را بشنوند و شیرینی آن را در کام خود احساس کنند، تلخی کالاهای اساسی را حس کند و فکر کنند دولت برای رفاهشان برنامه ای ندارد! به نظر می‌رسد دولت مشاورانی نیاز دارد تا ظرافت و لطافت اجرای فرایندهای اقتصادی را هم به او یادآور شوند و این یکی از کمبود های دولت موجود و حتی دولت های قبلی است.
آنچه مسلم است در شرایط فعلی دولت به پشتیبانی همه جریانات و گروهها، نیازمند است و این مرحله حساس در تاریخ اقتصادی کشور را نمی توان بدون همدلی و اتحاد ملی پشت سر گذاشت.

دکتر محمدهادی یارایی