حاکمیت دینی در ایران، موفق یا غیر موفق؟!
یکی از مسائلی که این روزها در جامعه به عنوان شبهه، مطرح می شود این است که حکومت دینی در ایران ، باعث کم رنگ شدن دین در جامعه شده است!
در پاسخ به این شبهه دو نوع پاسخ مستدل وجود دارد:
۱- پاسخ ایجابی
۲-پاسخ سلبی
۱- بر اساس آموزه های قرآن معیار دین داری ، حرکت مومنین از تاریکی به سمت نور یا مقابله با طاغوت است ، یعنی حرکت به سمت ولایت و حکومت الله؛ نه نماز و روزه و عبادات فردی.
بر اساس این دیدگاه کلان نگر قرآن، برآیند دین داری در جامعه باید به سمت مقابله با طاغوت در کره زمین باشد (علاوه بر تلاشهای در یک نقطه ، منطقه یا کشور!) زیرا هدف دین حرکت به سمت حکومت جهانی الله است. پس برای ارزیابی موفقیت جمهوری اسلامی باید از این منظر به موضوع نگاه کرد.
لذا اصل تشکیل حکومت اسلامی در ایران خود فی نفسه، یک پله ترقی در حاکمیت دین در زمین است و گسترش نهضتهای دینی و اسلامی و محور مقاومت در برابر طاغوت، دلیل بعدی بر موفقیت حکومت دینی میباشد که دقیقا تحقق پیدا کرده است. این ادعا که در ایران مردم بی دین یا کم اعتقاد، شده اند با توجه به نگاه مهدوی و جهانی مردم ایران بر اساس آموزه های فوق، اصلا درست نیست.
۲- دلیل سلبی (برهان خلف): اگر چنین موفقیتی در پیشرفت حاکمیت دینی در ایران نبود ، پس دلیل دشمنی تمام دنیا با ایران و وضع بی سابقه ترین تحریمها در تاریخ علیه ایران برای چیست؟!
و نکته مهم این است که اون چیزی که به عنوان بی دینی در جامعه، قلمداد می شود ، مقابله و دست و پا زدنهای طاغوت و جبهه ضد دین است که بر کسی پوشیده نیست.
از مجموع دو استدلال اینگونه نتیجه گیری می شود که حکومت اسلامی در ایران ، هم در بر هم زدن بساط طاغوت، (نظم نوین جهانی امریکا و صهیونیسم) و هم در یکدل کردن مومنان در جهان حول یک محور (محور مقاومت) موفق بوده است .
در این راه مبارزه قطعا ، زیانهای مادی هم وجود دارد ، که بر کسی پوشیده نیست اما توجیهی برای قرار گرفتن در کنار طاغوت و بازماندن از مبارزه نمیباشد.
دندانپزشک و دانش آموخته اقتصاد