روز دوازدهم آذرماه ١٣٨٧ بود كه به بهانه‌ دعوت به همايش سی‌سال قانونگذاری در جمهوری اسلامی ايران، راهی خانه‌‌ ملت شديم و حقيقتاً از بيانات حضرت آيه‌الله اكبر ‌هاشمی‌رفسنجانی رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام وحضرت حجت‌الاسلام‌ والمسلمين ناطق‌نوری رياست محترم بازرسی ويژه‌ دفتر مقام معظم رهبری، استفاده برديم.

بعد از اتمام جلسه ضمن احوالپرسی با هاشمی‌رفسنجانی، خدمت ايشان دوكلمه تقديم گرديد كه اگر اجازه بدهند حضوری مطالبی را به صورت صريح و بدون تعارف، در محضرشان مطرح كرده و پاسخ‌های روشن و بی‌پرده‌ ايشان را، جويا شويم.

در تاريخ دوم دی‌ماه يكهزاروسيصدوهشتادوهفت، از دفتر رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام ، تلفنی خبر دادند كه فردا ٣/١٠/١٣٨٧، ساعت ١١:٠٠ صبح، وقت ملاقات شما با حضرت حاج‌آقا تنظيم شده است، مطابق زمان تعين شده، توفيق زيارت رياست محترم مجلس خبرگان رهبری، رفيق گرديد و بدون وقفه پرسش‌ها و مطالب نويسنده آغاز شد كه تا نزديكی اذان ظهر به طول انجاميد، و آنگاه رئيس دولت مشهور به سازندگی، هرآنچه را كه لازم ديدند پاسخ دادند كه در مرتبه‌ نخست، فهرست پاره‌ای از آن پرسش‌ها را ذكر كرده است و سپس پاسخ‌های ايشان را، تقديم می‌دارد...

روابط حضرت‌عالی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله)، چگونه روابطی است؟، آیا عاطفی و عرفانی است و یا سیاسی و یا کاری است؟
روابط من با آیت‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سیاسی و هم کاری. معرفتی است زیرا عمیقاً همدیگر را می‌شناسیم، خلقیات، عادات، روحیات و افکار هر یک از ما برای دیگری روشن و بسیار نزدیک است و بدین جهت است که حقیقتاً عاطفی است. سیاسی است زیرا من و آقای خامنه‌ای عمده عمر خود را با همکاری سیاسی گذرانیده‌ایم و با سیاست عجین شده‌ایم.

کاری است چون‌که در طول نیم‌ قرن گذشته، آقای خامنه‌ای و من، در حقیقت لازم و ملزوم هم و مکمل یکدیگریم، در طول مبارزه، تمام کارهای (حداقل پنجاه و چند سال عمر) من و ایشان، در راستای سر و سامان دادن به امور انقلاب اسلامی، اداره‌ کشور، و رتق و فتق مشکلات سخت روزگار دفاع مقدس ملت شجاع و مسلمان ایران، بوده و هست.

اختلافات فی‌مابین شما و «آقا» چگونه به وجود می‌آید و برای رفع آن‌ها چه می‌کنید و اگر ممکن است نمونه‌هایی از اختلافات و کیفیت حل آن‌ها را، بیان بفرمایید.
البته که اختلافات داریم مگر می‌شود دو تا انسان با یکدیگر هیچ گونه اختلافی نداشته باشند، احتمالاً آن چیزی که موجب پرسش شما است، اختلاف در امور مهم و سیاست‌های کلان کشور در داخل و خارج است، درست است؟

بله.
من و رهبری، در موارد اختلافی، با یکدیگر بحث می‌کنیم تا یکی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم که تکلیف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجیهات مرا پذیرفتند، خوب مطابق تکلیف خود عمل می‌کند، اما اگر هیچکدام از ما نظرات دیگری را نپذیرفتند و از براهین و توضیحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه باید کرد؟، این موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتیم و سرانجام با دلیلی که می‌گویم، بنده خود را مکلف دیده و می‌بینم که از نظرات و اوامر ولی امر، تمکین و تبعیت کنم، و آن دلیل این است که ایشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعی در پذیرفتن نظرات مرا ندارند، ولیکن من جهت عمل به نظرات و تصمیمات متخذه از سوی ایشان به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم.

به عنوان مثال، دو نمونه را می‌گویم که مربوط به گذشته‌ خیلی دور هم نیست.

نمونه‌ اول؛ بنده بنا به دلایل محکمی که داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضیح خواست و دلایل مرا نپذیرفت و به من امر کردند که باید ثبت نام کنید، و اضافه کردند که نام نویسی شما در انتخابات مجلس خبرگان یک تکلیف الهی است و واجب، گفتم من که بر خودم واجب نمی‌دانم، شما که واجب می‌دانید، تهیه‌ مقدمات آن نیز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم که ایشان پذیرفتند و عملی کردند و من هم نامزد شدم.

نمونه‌ دوم؛ بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، به عملکرد دولت نهم انتقاد دارم؛ اما به جز در مورد تخلف از سیاست‌های کلی که نظارت بر آن از وظایف مجمع است، سکوت کرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگیرد.

مبنای آن فرمایشی را که در جمع دانشجویان عزیز فرمودید، که «خامنه‌ای عشق من است»، چیست؟
آنچه را که در جمع دانشجویان گفتم سیاسی نبود، بلکه واقعیت را گفتم. من آقای خامنه‌ای را دوست می‌دارم و هرگز به جهت ملاحظات سیاسی و حکومتی، آن مورد را مطرح نساختم و تکرار می‌کنم که طی حداقل پنجاه سال گذشته در این کشور دو نفر از من و آقای خامنه‌ای به یکدیگر نزدیک‌تر، کسی را نمی‌شناسم.

خدا را شکر حاج آقا؛ اگر شما و مقام معظم رهبری، با هم اختلاف و افتراق نداشته باشید هرگز به این مملکت آسیب نخواهد رسید، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، مهم یکی بودن و همدلی و همراهی شما و ولی امر مسلمین است. 
مطمئن باشید که ما هرگز از هم جدا نخواهیم شد.

نظر صریح جناب‌عالی را در خصوص حمایت‌های پی در پی و بی دریغ مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئیس محترم جمهور، چیست؟
من این‌جوری خودم را راضی و قانع می‌کنم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحلیلی را از اوضاع دارند که تشخیص‌شان این است که اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه‌ کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست.

چرا تا کنون هرگز هیچ حمایت آشکار و پنهانی را از دولت نهم انجام نداده‌اید؟
موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است و فکر نمی‌کنم که رهبر معظم انقلاب در این زمینه چیز بیشتری از من بخواهد، زیرا ایرادات و انتقادات مرا به این دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر می‌باشند.

راجع به گرانی‌های افسار گسیخته‌‌تر فعلی و تورم بی‌لجام‌تر از دولت‌های گذشته، چه می‌گویید؟
در شرایط فعلی و با توجه به حساسیت فوق‌العاده‌ کشور در ابعاد داخلی و خارجی، بهتر آن است که من وارد بحث نشوم، اهل سیاست و آنان که سری در کتاب و دعا دارند می‌دانند که من با این اوضاع مخالف هستم و راه حل هم دارم. البته کسی مساعدت و مشاوره‌ای را طالب نشده است و من هم سکوت را ترجیح می‌دهم. ضمناً می‌پذیرم که در گذشته نیز اشکالات اقتصادی و تورمی بوده است، اما هرگز چنین نبوده و . . . .

سیاست‌های سیاست خارجی دولت نهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به همان دلایلی که در رابطه با مسایل اقتصادی سخن نگفتم، پیرامون سیاست‌های خارجی دولت نهم نیز، بهتر است که سکوت را انتخاب کنم.

لطفاً نظر خود را به صورت واضح در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری بیان بفرمایید.
در مورد انتخابات دوره‌ دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه‌ جامعه‌ روحانیت بحث شد و آن این است که چنانچه همه‌ کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصول‌گرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را، نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد، و با جریان اصلاح طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.

آیا در انتخابات دهم ریاست جمهوری نامزد می‌شوید؟
نه، در انتخابات دهم ریاست جمهوری، نامزد نخواهم شد.

بنده (زادسر)، اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی مصطلح را، قبول ندارم و بسیاری از مدعیان هر دو را به ریاست‌گرایی و قدرت‌طلبی، متهم می‌کنم و برای خودم دلایل متقن و تجربی دارم، نظر شما (هاشمی‌رفسنجانی)، در این باره چیست؟
دلایل شما از این‌که اصول‌گرایان و اصلاح طلبان را به طور کامل قبول ندارید چیست؟

زادسر می‌نویسد که او خلاصه‌ای از مشاهدات عینی و تجارب عملی خود را به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ارائه کرده است.

من نظرات شما را رد نمی‌کنم البته به طور مطلق هم تأیید نمی‌کنم.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شما که سال‌های سال، ریاست قوه‌ مقننه و نمایندگان مجلس را عهده‌دار بوده‌اید، چرا برخی از نمایندگان اداوار مختلف مجلس شورای اسلامی، به‌جای انجام وظیفه‌ خطیر نمایندگی، برابر آنچه که قانون اساسی برای آنان تبیین فرموده است، سعی بر رفیق شدن با وزیران، معاونان و رؤسای سازمان‌ها دارند و عده‌ای از آنان نیز هواداران جدی بعضی از وزارت‌خانه‌ها در وقت بررسی بودجه در مجلس و هنگامه‌ طرح استیضاح‌ها و تحقیق ‌وتفحص‌ها، می‌شوند؟

زادسر می‌نویسد که آیت‌الله هاشمی پرسش یازدهم وی را نیز با تأسف و تأثر پاسخ گفته و اوج غم و غصه خود را از این‌که چرا برخی چنین می‌کنند و چرا مجیزگویی و چاپلوسی و پست‌خواهی به هر قیمتی، تا بدین حد در جمهوری اسلامی پیشرفت کرده است، پنهان نکرده است.