بابا چقدر فکر میکنید ؟یک کلمه حرف بزنید!
کاهش ساعت کار در ماه رمضان خلاف قانون است!چند سالی است که با فرارسیدن ماه مبارک رمضان ،این جمله را از سوی برخی منتقدان دولت میشنویم.این افراد سعی میکنند مساله را غیر سیاسی جلوه دهند و کاملا به این ایرادشان رنگ و بوی منطقی و عقلانی دهند که ((طبق آخرين قانون مصوب مجلس و همچنين براساس قانون مديريت كشوري، ساعت كاري كارمندان 44 ساعت در هفته است كه هيچ مرجعي تا آمدن قانوني جديد نميتواند آن را تغيير دهد. ))!پس احمدی نژاد دارد کار غیر قانونی میکند!جالب تر از همه، اظهار نظر یکی از همین افراد است که برای اینکه وجهه مذهبی خودش را هم حفظ کندمیگوید((با وجود اين كه به كاهش ساعت كار در ماه رمضان معتقدم و به لزوم بالا بردن راندمان كاري دستگاههاي اجرايي هم اعتقاد دارم ولي ميگويم اين كار بايد مطابق قانون انجام شود. ))
کیست که نداند،مجلس فعلی، مجلسی است که به تصویب قانون، شهره خاص و عام گشته و در هر کاری، دخالت موجه و غیر موجه میکند .چطور میشود باور کرد مجلسی که بودجه سالیانه پیشنهادی دولت را با دخالتهای بی موردش بی اثر میکند یا مجلسی که بدون در نظر گرفتن قانون اساسی در صدد تحمیل هزینه دو ملیاردی مترو بر دوش دولت است یا مجلسی که میخواهد حقوق بهره مندی مادی خانواده مطهری(بخوانید همسر لاریجانی و برادر همسرش) از آثار ایشان را چندین سال دیگر تمدید کند یا مجلسی که خلاف فتوای رهبری به نفع دانشگاه آزاد مصوبه تصویب میکند ،قلبا و شرعا با کاهش ساعت کاری در رمضان موافق باشد ولی چندین سال فراموش کرده باشد که قانونش را تصویب کند!
خنده دار تر و مضحکتر این است که آقایان مجلسی در ساعات موظفی حضورشان در روزهای عادی سال هم سستی و تنبلی میکنند و انتظار دارند(البته در حد حرف)که کارکنان دولت در اوج خستگی ماه رمضان ۴۴ ساعت در هفته ساعت کاریشان را پر کنند!!
هنوز ماجرای چند ماه پیش استیضاح فلان وزیر را فراموش نکرده ایم که وزیر مربوطه از صبح تا ظهر به سوالات نمایندگان پاسخ داد و در پایان وقت رای گیری بزرگترین سوتی مجلس اتفاق افتاد!(((تعداد نمایندگان حاضر در جلسه از حد نصاب لازم کمتر بود.....!!!!!!!)))انشا... در ان روز نمایندگان روزه بوده اند و از چند ماه قبل به استقبال کاهش ساعت کاری ماه رمضان رفته اند!!!
هفته نامه "یا لثارات الحسین" در شماره جديد خود با حجتالاسلام رسايي نماینده تهران گفتوگو كرده است که در آن، برای نخستین بار در مورد ملاقات سال گذشته برخی از نمایندگان تهران با رهبر معظم انقلاب سخن گفته شده است. ملاقاتی که بعدها مشهور شد رهبری به نمایندگان فرموده اند بروید خودتان را برای فتنه بزرگتری آماده کنید. در این مصاحبه همچنین مباحث جدید در مورد مشایی و مواضع اخیر وی ابراز شده است.

/ قسمت اول / در گفتوگوي دكتر حدادعادل با مجله "پاسدار اسلام " روايت شد
به باور من درميان شخصيتهاي درجه اول انقلاب كمتر كسي به اندازه ايشان با زبان و ادبيات و تاريخ و نيز سبكهاي ادبي و شعراي فارسي و در كنار آن با ادبيات، لغت و شعر عربي آشنايي دارد.

میگویند آدمها خود باید احترام خود را داشته باشند.اگر کسی خود مواظب گفتار و رفتار خود نباشد و به ارزشهای دیگران احترام نگذارد،چه انتظاری است که دیگران او را محترم شمارند .آقای مشایی در طول چند سال گذشته حرفهایی زده که جامعه را به چالش کشیده است.اگر چه شاید بتوان به این حرفها رنگ و بوی خاصی داد تا بتوان آنها را توجیه کرد!کما اینکه نگارنده ،خود تا کنون از حامیان مشایی در برابر منتقدانش بوده و از او حمایت کرده!اما چه کنیم که با کسی عقد اخوت نبسته ایم!
باید واقعیت را پذیرفت که جامعه محل تئوری پردازیهای مدام و مداوم نیست.جامعه به آرامش نیاز دارد.همان گونه که خاتمی با تئوری پردازیهای پی در پی خود فضای جامعه را ملتهب میکرد،هر رییس جمهور و مسوول دیگری بخواهد این روند اشتباه را تکرار کند با مخالفت خود مردم مواجه خواهد شد.
نگارنده بر خلاف آنهایی که معتقدند مشایی صلاحیت اظهار نظر در مورد مساتیل مختلف را ندارد، معتقد است وجود چنین روشنفکرانی برای پویایی جامعه لازم و ضروری است اما نه در جایگاه رییس دفتر رییس جمهور یا در جایگاه خود رییس جمهور!!!!
ایشان دارای طبع ظریف ،پویا و جوانپسندی هستند که حضورشان برای نظام موثر است ولی در جای مناسب!!!
اما در مورد کسانی که چند سال وقت گذاشتند تا او را تخریب کنند باید بگویم،شاید جامعه ما به خاتمی و امثال او دیگر رای ندهد ولی مطمئن باشند کسانی مثل لاریجانی ،علی مطهری ،احمد توکلی، باهنر و دوستان مضحکشان دیگر در دل مردم ایران جایی ندارند.این بزرگواران در جای خود امتحان پس داده اند و دیگر مقبول مردم نخواهند شد.
ملت ایران راهی را انتخاب کرده ،که علاوه بر پایبندی بر اصول انقلاب از خمودی و انجماد و نفاق بیزار است و در زمان خود راه خود را خواهد پیمود و فرد مورد نظر خود را انتخاب خواهد کرد.
حالا که نمي توانيد «کيميا» را حفظ کنيد من بهتر از کيميا را به شما ياد مي دهم